تبلیغات
بنه وار طایفه شهنی - کلاه بختیاری
 
بنه وار طایفه شهنی
دوشنبه 16 آذر 1394 :: امین احمدی بیرگانی

ﮐﻼﻩ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ


برای یک ایلیاتی لباس تنها تن پوش و پوشش نیست بلکه جنبه های اجتماعی فراوانی دارد. یک نماد اجتماعی است که هویت ایلی و اجتماعی را به نمایش میگذارد ، بیانگر حالات گوناگون ، باورها ، معتقدات و ارزش‌های فراوانی است. لباس به ویژه « کلاه» برای بختیاری ها حائز ارزش و اهمیت فراوانی بوده است. کلاه یک نماد اجتماعی و مبین نوع شخصیت ، جایگاه و منزلت اشخاص است. حاوی پیامی است که حالات مختلف فرد و شرایط روحی و روانی متفاوت وی را بازگو می‌کند. کلاه سمبل سرزندگی و نشاط ، شادی و غم ، سن و بلوغ ، غرور و هیجان است. نشانه ی سروری، بزرگی، جنگاوری، دلاوری و پهلوانی است. بلوغ ، مردانگی و جایگاه مرد را بیان می‌کند. کلاه بر سر گذاشتن اعلام بلوغ و کمال اجتماعی ، ابراز وجود، تشخص و ارزشمندی است آنگونه که برهنگی «سر » و «پا» نشانه بی ارج بودن ، فرومایگی ، اندوه و غم ، ناتوانی و بی پناهی است. کلاه نشانه شرف و غیرت است و کج نهادن آن بر سر حکایت از بزرگی و سروری ، دلاوری و جوانمردی و شجاعت است. چنانکه « خواجه شمس‌الدین حافظ» می فرماید:

نه هر که طرف کُلَه کج نهاد و تند نشست کلاه‌داری وآئین سروری داند

از آنجایی که در سنگ نگاره های ایرانی هیچگاه مرد بزرگی بدون کلاهی یافت نشده است ، بر طبق باور بختیاری ها ، مردان بایستی همواره کلاه بر سر داشته باشند زیرا کلاه، بخشی از هستی و پایگاه مرد در میان مردم است و موقعیت ، جایگاه ، منش ، تشخص و سن وی را نشان می‌دهد و هر مرد ارجمندی باید کلاه به سر داشته باشد. حتی گاهی نقش کلاه بر سنگ نگاره های قبرها نیز دیده می‌شود که بیان می دارد که این قبر متعلق به مردی بزرگ می‌باشد.

کلاه جزیی از پوشش بختیاری است که تنها در هنگام خواب و به وقت سوگ و یا در مواقعی کوتاه از سر برداشته می‌شود. در یک کلام کلاه و لباس از ارزشهای متعالی مورد پذیرش افراد سخن می‌گوید که کارکردهای طبقاتی و اجتماعی متنوعی را ایفا می‌کرد.

نوع قرار گرفتن آن بر سر فرد حالات مختلف و شرایط روحی و روانی فرد را به نمایش می گذارد. هنگامی که کلاه را در انتهای سر و مایل به عقب قرارمی دهند نشانه حرکت است. وقتی آن را بر بالای پیشانی و بگونه ای که پیشانی را بپوشاند قرار دهند نشانه خشم ، ناراحتی یا سوگواری است. کج نهادن کلاه به سمت چپ یا راست احساس سروری ، بزرگی ، غرور ، مباهات ، جنگاوری ، پهلوانی و گاهی نشاط و شادی فرد را به نمایش می‌گذارد که البته برازنده هر کسی نیست. کسانی کلاه خود را کج می‌گذارند که از شایستگی و قابلیت لازم برخوردار باشند. اگر بر خلاف باور عمومی کسی کلاه خود را کج بر سر بگذارد ، ممکن است مورد تمسخر و استهزاء قرار گیرد. راست نهادن کلاه نیز به منزله تشخص ، فخر ، غرور و بزرگی است.

با این اوصاف در گذشته برای یک بختیاری بسیار سخت و دشوار بود که یار دیرین و هویت و نماد هزاران ساله اش را از خودش جدا کند و دور سازد. در بختیاری، کلاه از سر بزرگی گرفتن و به جایش کلاه کاغذین نهادن نشانه خوار کردن اوست. در کوهستان بختیاری روزی پیرمردی نقل کرد: « مشغول کار بودم چند نفر نظامی از آنجا عبور می‌کردند ، وقتی مرا دیدند که کلاه بر سر دارم ، یک نفرشان پیاده شد ، به طرف من آمد ، کلاه از سرم برداشت با چاقو آن را چهارپاره کرد. آن روز چنان تحقیر ، خوار و خفیف شدم که احساس کردم دیگر ارزش ، شرف و غیرت برایم نمانده است. وقتی کلاه از سر ما برمی‌داشتند ، دریافتم که هنگام نابودی ما فرارسید.».

ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﺑﺮﺧﯽ ﮔﻮﺭﻫﺎﯼ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﮔﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﭘﯿﮑﺮﻩ ﮐﻼﻩ ﻧﯿﺰ کلاه یک نماد اجتماعی است

برای یک ایلیاتی لباس تنها تن پوش و پوشش نیست بلکه جنبه های اجتماعی فراوانی دارد. یک نماد اجتماعی است که هویت ایلی و اجتماعی را به نمایش میگذارد ، بیانگر حالات گوناگون ، باورها ، معتقدات و ارزش‌های فراوانی است. لباس به ویژه « کلاه» برای بختیاری ها حائز ارزش و اهمیت فراوانی بوده است. کلاه یک نماد اجتماعی و مبین نوع شخصیت ، جایگاه و منزلت اشخاص است. حاوی پیامی است که حالات مختلف فرد و شرایط روحی و روانی متفاوت وی را بازگو می‌کند. کلاه سمبل سرزندگی و نشاط ، شادی و غم ، سن و بلوغ ، غرور و هیجان است. نشانه ی سروری، بزرگی، جنگاوری، دلاوری و پهلوانی است. بلوغ ، مردانگی و جایگاه مرد را بیان می‌کند. کلاه بر سر گذاشتن اعلام بلوغ و کمال اجتماعی ، ابراز وجود، تشخص و ارزشمندی است آنگونه که برهنگی «سر » و «پا» نشانه بی ارج بودن ، فرومایگی ، اندوه و غم ، ناتوانی و بی پناهی است. کلاه نشانه شرف و غیرت است و کج نهادن آن بر سر حکایت از بزرگی و سروری ، دلاوری و جوانمردی و شجاعت است. چنانکه « خواجه شمس‌الدین حافظ» می فرماید:

نه هر که طرف کُلَه کج نهاد و تند نشست کلاه‌داری وآئین سروری داند

از آنجایی که در سنگ نگاره های ایرانی هیچگاه مرد بزرگی بدون کلاهی یافت نشده است ، بر طبق باور بختیاری ها ، مردان بایستی همواره کلاه بر سر داشته باشند زیرا کلاه، بخشی از هستی و پایگاه مرد در میان مردم است و موقعیت ، جایگاه ، منش ، تشخص و سن وی را نشان می‌دهد و هر مرد ارجمندی باید کلاه به سر داشته باشد. حتی گاهی نقش کلاه بر سنگ نگاره های قبرها نیز دیده می‌شود که بیان می دارد که این قبر متعلق به مردی بزرگ می‌باشد.

کلاه جزیی از پوشش بختیاری است که تنها در هنگام خواب و به وقت سوگ و یا در مواقعی کوتاه از سر برداشته می‌شود. در یک کلام کلاه و لباس از ارزشهای متعالی مورد پذیرش افراد سخن می‌گوید که کارکردهای طبقاتی و اجتماعی متنوعی را ایفا می‌کرد.

نوع قرار گرفتن آن بر سر فرد حالات مختلف و شرایط روحی و روانی فرد را به نمایش می گذارد. هنگامی که کلاه را در انتهای سر و مایل به عقب قرارمی دهند نشانه حرکت است. وقتی آن را بر بالای پیشانی و بگونه ای که پیشانی را بپوشاند قرار دهند نشانه خشم ، ناراحتی یا سوگواری است. کج نهادن کلاه به سمت چپ یا راست احساس سروری ، بزرگی ، غرور ، مباهات ، جنگاوری ، پهلوانی و گاهی نشاط و شادی فرد را به نمایش می‌گذارد که البته برازنده هر کسی نیست. کسانی کلاه خود را کج می‌گذارند که از شایستگی و قابلیت لازم برخوردار باشند. اگر بر خلاف باور عمومی کسی کلاه خود را کج بر سر بگذارد ، ممکن است مورد تمسخر و استهزاء قرار گیرد. راست نهادن کلاه نیز به منزله تشخص ، فخر ، غرور و بزرگی است.

با این اوصاف در گذشته برای یک بختیاری بسیار سخت و دشوار بود که یار دیرین و هویت و نماد هزاران ساله اش را از خودش جدا کند و دور سازد. در بختیاری، کلاه از سر بزرگی گرفتن و به جایش کلاه کاغذین نهادن نشانه خوار کردن اوست. در کوهستان بختیاری روزی پیرمردی نقل کرد: « مشغول کار بودم چند نفر نظامی از آنجا عبور می‌کردند ، وقتی مرا دیدند که کلاه بر سر دارم ، یک نفرشان پیاده شد ، به طرف من آمد ، کلاه از سرم برداشت با چاقو آن را چهارپاره کرد. آن روز چنان تحقیر ، خوار و خفیف شدم که احساس کردم دیگر ارزش ، شرف و غیرت برایم نمانده است. وقتی کلاه از سر ما برمی‌داشتند ، دریافتم که هنگام نابودی ما فرارسید.».ﺳﻨﮕﺘﺮﺍﺷﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻨﮓ ﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎﯼ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ، ﮐﻼﻩ ﺑﯽﻟﺒﻪ ﺁﺋﯿﻨﯽ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﻞِ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ، ﮐﻪ ﮐﻼﻩ ﺧﺴﺮﻭﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎﯼ ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﮔﻮﺭﮐﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﮐﻼﻩ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻼﻩ ﻧﻤﺪﯼِ ﮔﺮﺩِ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ . ﺟﺰ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﻩﻫﺎﯼ ﻧﻤﺪﯼ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ،ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺨﺶ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﮐﻼﻩ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﯼﺳﺮ ﺟﺎﯼ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ . ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﺩﯾﮕﺮ، ﮐﻼﻩ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﭘﺎﺋﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﺎﻻﮔﺸﺎﺩﯼ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ . ﺑﺪﯾﻨﺮﻭﯼ ﮐﻼﻩ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﮐﻤﺎﺑﯿﺶ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥﮐﻼﻩﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ‏«ﻣﺎﺩ‏» ﻫﺎ ﺩﺭ ﺳﻨﮓ ﻧﮕﺎﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ﺑﺮﺳﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪﯼ ﮐﻼﻩ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ‏« ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ ‏» ﺩﺭ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎﯼ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ، ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ .ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﮐﻼﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ .جز اینكه از كلاه نمد های جاهای دیگر ایران بلند تر است و بخش بالائی كلاه بزرگتر از بخشی است كه به روی سر جای می گیرد به سخن دیگر كلاه بختیاری ها از پائین به بالا گشادگی می یابد.بدین روی كلاه بختیاری ها همانند آن كلاه های است كه ماد ها در سنگ نگارهای تخت جمشید بر سر دارند. همچنین است همانند كلاه بختیاری با انچه كه مردان «ساسانی«در سنگ نگاره های باز مانده از ایشان، بر سر دارند.

مردان بختیاری همواره این كلاه را بر سر دارند،تنها هنگام خواب،و گاهی نه همیشه، در آئین های سوگواری آن را از سر بر می گیرند گمان میرود این كار تنها در مرگ مردان بسیار بزرگ ایل صورت می گیرد. بدین روی مرد بختیاری كمتر بی كلاه یا سر برهنه دیده می شود. ایشان زیر چادر،درون ساختمان،هنگام زیارت و گاهی نماز نیز كلاه خود را بر سر دارند. هر چند تا آغاز این سده میلادی بختیاری ها درآئین های رسمی کلاه های سفید رنگی که بلند تر از کلاه های امروزی بود به سر می گذاشتند کلاهای امروزی سیاه رنگ و بیشترینه ، سیاه رنگ است .بختیاریها کلاه خود را کم و بیش به گونه ای کج بر سر می گذارند . نخستین نشانه ای که پیشینه فرهنگی کلاه را به ما می نماید سنگ نگاره برجسته ای است از از« آنوبانی نی» شاهِ «لولوبی» در « سرپُل » نزدیک باختران(کرمانشاه )امروزی در این سنگ نگاره ، شاه پیروزمند دشمنان شکست خورده خود را برهنه کرده،دست بسته به زیر پا افکنده است. پیشاپیش این شکست خوردگان که در سنگ نگاره بسی خرد پیکرتر از شاه نشان داده شده اند،مردی است که همچون دیگر گرفتار شدگان برهنه و دست بسته است، جز اینکه این یکی کلاهی به نشان سردستگی و فرماندهی دیگر شکست خوردگان به سر دارد. در همه سنگ نکاره های ایرانی هیچگاه مرد بزرگی بی کلاه و سر برهنه نشان داده نشده است . در اسطوره ها و سپس داستان های حماسی ایرانی تا دوره های دیر تر نیز،بزرگان تنها هنگام رامش، خواب و سوگ کلاه از سر بر می گیرند. چنین است پس از مرگ اسفندیار :

پیاده شد از اسب رستم چو باد به جای کُلَه خاک بر سر نهاد

نالیدن فریدون بر ایرج:

همه جامه کرده کبود و سیاه همه خاک بر سر به جای کُلاه

و سوگواری بهرام بر بهرامشاه:

چو بهرام در سوگ بهرام شاه چهل روز ننهاد بر سر کلاه

در درازنای روزگارن، کلاه در فرهنگ ایرانی، نشان چیز های بسیاری بوده است. که همه در بنیاد خود به ارج مرد در میان مردم باز می گردد.درفرهنگ عامیانه یا فلکلور در حسب الحال ها ، کنایه ها و ضرب المثل های زیادی از کلاه استفاده شده است که هر کدام معنی و مفهوم خاصی را بیان می کند:

• کلاه را برای سرما و گرما بر سر نمی‌‌گذارند به معنی اینکه کلاه نشانه مردی و مردانگی است.

• کلاه کسی پشم نداشتن به معنی سبک بودن ، بی‌ارج بودن ، اهمیت نداشتن ، رسوا شدن و نیاز مند بودن.

• کلاه در پای به معنی بسیار فروتن و فرودست است.

• کلاه گرفتن به معنی درخواست پول و گدائی است.

• کلاه افکندن و کلاه برکشیدن به معنی کرنش در برابر دیگری و بزرگداشتن اوست.

• کلاه خود را قاضی کردن از روی وجدان قضاوت کردن

• کلاه کسی را برداشتن: فریب دادن

• کلاه بسر : کنایه از مرد بودن

• کلاه عقل از سر کسی افکندن: از خود بیخود کردن

• کلاه کسی پس معرکه بودن: عقب از دیگران بودن

• کلاه گشاده بود. از عهده امری برنیامدن

• بلند کلاه گذاشتن: سرفراز شدن

• کلاه از سر کسی برداشتن: وقتی خبر خوشی به کسی می رسانند و درخواست مژدگانی می کنند ، کلاه از سر آن شخص برمی دارند.

• کلاه از بهر کسی دوختن: قصد یاری و مساعدت دادن به کسی

• کلاه احمد بر سر محمود گذاشتن: به وقت نیازمندی و نداری با مال دیگران مدارا کردن.

• کلاه زیر گلو بستن: استوار کردن کلاه

• کلاه شرعی : حیله در احکام

• کلاه شیطانی: کلاهی نوک باریک و کاغذی و مسخره آمیز

• کلاه کلاه کردن: از کسی گرفتن و به دیگری دادن

• اگر سر باشد کلاه بسیار: کنایه از اینکه وقتی مهم مرد و مردانگی است.

• در کلاه گوشه کسی ننگریستن: نسبت به کسی بدیده تحقیر نگریستن.

• کلاه شکستن: کنایه از برگردانیدن کلاه و کج نهادن آن که نشان از غرور و فخرفروشی دارد.

• کلاه درهم رفتن: خلافی به میان آمدن

• کلاه گوشه شکستن به معنی نازیدن و به خود بالیدن و سروری است. چنانکه « خواجه شمس‌الدین حافظ» می سراید:

نه هر که طرف کُلَه کج نهاد و تند نشست کلاه‌داری وآئین سروری داند

• کج کلا بودن یا داشتن به معنی سروری و مهی است.

• کلاه‌داری پادشاهی و سروری و بزرگی است.

• کلا نهادن تاج بر سر کسی نهادن است.

• کلاه بالا گذاشتن به معنی نپائیدن ناموس و سربلندی زنان خانواده، که این خود گمان می‌رود نشانه باوری کهن‌تر باشد

• تُف به کلاه کسی گفتن ناسزائی به اوست.

• کلاه به آسمان یا هوا انداختن نشانه ذوق کردن و شادی بسیار است.

• کلاه پاره بودن نشانه پرورش نیافتگی و زبان گشادگی بی‌پروای مرد است

• سرش بی کلاه مانده : کنایه از اینکه چیزی عایدش نشده ، مغبون واقع شده ، رودست خوردن.

• لچک به جای کلاه بر سر گذاشتن : اشاره به تحقیر فرد و نداشتن خوی و خصلت جوانمردی است•

  • کلاه تنها در بیداری ایرانیان نشان بزرگی و سروری نیست بلکه در خواب نیز نوید بزرگی و اقبال نیک را می دهد. تعبیر«دستار و کلاه و بر سر داشتن آنها در خواب» نوید فرمانروایی و بزرگی و «از دست دادن یا کم و کاست یافتن آنها» نشان از تنزل مقام و مرتبه است. همچنین تعبیر «در داشتن و نداشتن کلاه و دریدن و چرکین شدن و از سر افتادن آن در خواب»، حکایت از اندوه و مرگ و از دست دادن سروری و بزرگی دارد.

بدین روی ، داشتن کلاه نشانه بزرگی و بزرگداشتی است. روش به سر نهادن آن نشانه چیز هایی است. کج نهادن کلاه نیز در میان

ایرانیان وآن تیره های ایرانی که فرهنگ پهلوانی دارند] همچون بختیاریان، نشانه سروری ، بزرگی ، جنگاوری، یلی و پهلوانی است.گوشه و «طرف»کلاه را شکستن نیز همان است همچون کلاه گوشه شکسته مهر، راهنمای یلان و پهلوانان و جنگاوران12این همان است که« خواجه شمس الدین محمد ، حافظ» استاد سخن می فرماید:

«نه هر که طرف کلاه کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آئین سروری داند»

کلاه، بخشی از پایگاه و هستی مرد در میان مردم است،پس روش کاربرد آن نیز نشانه ای است از جایگاه مرد و برداشتی که مردم درباره او دارند. بدین روی هر مردی را نمی رسد که کلاه خود را کج بر سر بگذارد تنها کسی را کلاه کج نهادن رواست که از هر باره یا باور همگانی در باره مرد بزرگ باشد.بدین روی « سر» و پا برهنگی نشانه بی ارج بودن و بی نژاده بودن مرد است.« کلاه پاره بودن» نشانه پرورش نیافتگی و زبان گشادگی بی پروایی مرد است.« تف به کلاه کسی گفتن » نیزناسزائی به اوست. « کلاه به آسمان یا هوا انداختن» نشانه شادی بسیار است. این آئین تا روزگار ما زنده بود. چه شاهی از شاهان قاجار چنین می کند:« تاجی! بحمدا... امروز دماغی داریم» آنگاه کلاه خود را از سر برداشته به هوا پرتاب کرد.در بختیاری کلاه از سر برگرقتن و به جایش کلاه کاغذین بر سر نهادن نشانه خوار کردن اوست.« این کار را بسیار زشت و ناپسند می شمرند» این گونه کار ها را خیلی ننگین و شرم آور می دانستد. از همین روی است که در سوگواریهای بختیاری بر گردنِ اسبِ مرد ِ بزرگ مرده، که در چشم انداز همگانیاین آئین همچون بخشی جدایی ناپذیر از هستی مرد دیده می شود. کُلِوتی یا روسری زنانه می بندند. این خود نشان از سر و بی سرور شدن، بی پناه شدن و واژگون شدن بنیاد هستی است چه بر گردن اسب «مرد»روسری زنانه بستن کاری است بس بزرگ بنابراین می توان دید کار کردن پیکره کلاه ، به گونه برجسته ، روی سنگ گور های بختیاریف نشانه و یاد بزرگیِ مردِ خفته در زیر آن سنگ است، این نشانه ، نماد از باور های کهن در میان آریائیان است، جه نمونه مرد جنگاور و بویژه پهلوان برای ایشان،شاید نمونه ایزد«مهر» باشد. چرا که می توان گمان برددر فرهنگ اساطیری ایران،برای هر یک از جانداران زمینی، یک« آفرینش نخستین» و یک «نمونه بنیادی »هست که در آغاز زمان پدیدار شده است.پس همانند آن، یا برابر آفریده های زمینی برای پیوستن به آن نمونه بنیادی«باید» در آشکارو پنهان و در پوشاک و رفتار همچون او باشند. می توان دریافت در چنین اندیشه ای همانندی با آن نمونه و پیروی هرچه بی کم و کاست تر از او شگون دارد. چنانکه صائب می گوید:

حُسن چون آرد به جنگِ دلِ سپاه خویش را بشکند به هر شگون، اول کُلاهِ خویش را

از سوی دیگر به خوبی می دانیم که در دین توده ایرانی روزگار ساسانیان، که بر پایۀ باور های زوروانی و پهلوانی بنیاد شده است. «مهر» گرامی ترین و گرانبارترین ایزد ستوده ایشان است به ویژه در میان رمه دران> بدین روی است که مهر ویژگی های دلیرانه و جنگاورانۀ « ایزد بهرام»را به خود می گیرد. هر چند که در دین دولتی ساسانیان نیز«ایزداوی» ایزد جنگاوری است، در دین توده«مهر» همه چیز است پس کلاه او،مانند هر چیز دیگری از آن او باید بی کم و کاست پیروی شود.کلاهی مه همواره به سر دارد.

و هیچگاه آن را از خود دور نمی دارد. این کلاه گوشه دار است و گوشه آن شکسته و چنان است که گاه به جای یاد نامش او را با نام« آنکه کلاه به سر دارد» می خوانند پس شاید بتوان گمان برد که هر مرد ارجمندی باید کلاه به سر داشته باشد، و هر مرد ارجمندی که پهلوان باشد،باید دست کم کلاه را به گونه مهر به سر بگذارد. همین شاید انگیزه کلوته(کلاه دختر بچگان) بستن صوفیان به نشانه گذشتن از ارج آئینی مردانه و ندیده گرفتن آن و پشت کردن به آن باشد «لچک به سر» نامیدن مردان، و بویژه مردان بزرگ نیزدرست همین را می رساند.

همچانکه برای بر انگیختن« محمد خان هیبرون» یکی از خان های سده گذشته بختیاری، به جنگ با «قشقائی» پیرزنی از ایل لچک خود را به سر او نهاد و او به نبرد برخاست.از همه آنچه که درباره بختیاری ها می دانیم و از آن میانه بویژه یلی و جنگاوری و زورمندی تن، وشکارگری، می توان چنین دریافتکه ایشان « فرهنگ پهلوانی دارند». همان فرهنگی که در میان توده مردم شهر نشین به گونۀ«آئین جوانمردی» آشکار می گردد.گمان می رود هر دو هر دو فرهنگ آئین پهلوانی و جوانمردی، برخاسته از باورهای مهری باشد. پس ارج کلاه و رفتار با آن و روشهایکاربرد آن را بر همان پایه وخواستگاه می توان یافت






نوع مطلب : آیین ورسوم بختیاری، 
برچسب ها : پوشاک مردان بختیاری، لباس مردان بختیاری، کلاه مردان بختیاری،
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 04:46 ق.ظ
Thanks very nice blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : امین احمدی بیرگانی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :